اشاره؛
در پی فتنههای اخیر، یکی از دغدغههای اصلی والدین، مربیان و اندیشمندان عرصه تعلیم و تربیت، نقشآفرینی نوجوانان و جوانان در این وقایع و چگونگی مصونسازی نسل آینده در برابر چنین آسیبهایی است. وبینار «نوجوان در دام اغتشاش؛ تحلیل تربیتی فتنه اخیر» با تبیین حجت الاسلام محمدمهدی الهیمنش، کارشناس تربیتی و روانشناسی و با هدف واکاوی ریشهها و ارائه راهکارهای عملی در این زمینه برگزار شده است.
در این مجموعه وبینار، به پرسشهای محوری و اساسی زیر پاسخ داده میشود:
- کدام نوجوانان بیشتر در دام فتنهگران گرفتار میآیند؟
- فرآیند تبدیل شدن یک نوجوان به یک «جنگتیترمدار» یا کنشگر معترض چگونه طی میشود؟
- برای مصونیتبخشی به فرزندان در برابر فریب در فتنهها چه باید کرد؟
- با نوجوانی که درگیر این اعتراضات شده، چگونه باید برخورد نمود؟
- وظایف والدین در مقابل جنگ ترکیبی و تهاجم گسترده فرهنگی-رسانهای چیست؟

اتفاقات ناگواری که در اغتشاشت اخیر افتاد، خسارتهایی را وارد کرد و در آمار کشتهها نزدیک به دو هزار و چهارصد، پانصد نفر از عزیزانمان به شهادت رسیدند. این بسیار دردناک است. برخی از بهترین نیروهای نظامی ما، برخی از معصومترین شهروندانمان، حتی طفل دو سهساله به شهادت رسیدند؛ واقعاً دردناک است.
اما هر صحنهای، در کنار خود، بُعد مثبتی نیز دارد. امام حسن عسکری(ع) فرمودند: «هر بلایی که وجود دارد، اگر دقت کنید، در آن نعمتی است که آن بلا را احاطه کرده.»
وقتی حضرت میفرمایند «احاطه کرده»، یعنی جنبهٔ مثبت آن بسیار بیشتر از جنبهٔ منفیاش است. همین اتفاق نیز، به لطف خدا و انشاءالله، موجب تقویت کشور خواهد شد؛ موجب میشود ما بفهمیم ضعفهایمان در فضای ارتباط با نوجوانان و در امر تربیت چه بوده و به لطف خدا آن را جبران کنیم.
واقعاً این جنبههای مثبت وابسته به این است که من و شما آگاهی لازم را داشته باشیم و بتوانیم این وجوه مثبت را هم خودمان درک کنیم و هم به فرزندانمان منتقل نماییم. امروز میخواهم به این سوال بپردازم که چرا یک نوجوان به نقطهای میرسد که وارد اغتشاشات میشود؟
ابتدا اعتراض میکند، سپس کمکم آشوب ایجاد میکند و به تدریج تبدیل به یک اغتشاشگر میشود. برخی از این افراد حتی کارهای وحشتناکی انجام میدهند. در جلسات قبلی، ساختمان وجود نوجوان را برایتان روی میز تحلیل کردم و توضیح دادم که نوجوان چه روحیات و ویژگیهایی دارد، چرا رفتارها و برخوردهایش آنگونه است و روش درست برخورد با او چیست. امروز میخواهم وارد این پرسش شوم که چه ضعفها و خلأهایی باعث میشود نوجوان ما، خدای نکرده، تبدیل به یک اغتشاشگر بشود؟
ریشههای تبدیل شدن به یک اغتشاشگر و راه نجات، در همین ضعفهایی است که عرض میکنم. این ضعفها در عمدهی نوجوانان وجود دارد و متأسفانه اکثر پدر و مادرها نمیتوانند آنها را برطرف کنند، چون دانش و آگاهی لازم را ندارند و آموزش لازم را ندیدهاند. بعد میدانید نتیجهاش چه میشود؟
نتیجه این میشود که بچهها در دوره کودکی و خردسالی، رفتارهای مناسبی دارند و همه چیز خوب به نظر میرسد؛ اما وقتی وارد دوره نوجوانی و جوانی میشوند، رفتارهایی از آنها سر میزند که ما را شگفتزده میکند.
«بچه نمازخوان من ....
بچه باحجاب من .....
بچه درسخوان من .....
بچه بااخلاق من، بچه معصوم من»، ناگهان همه چیز را کنار میگذارد.

اولین ضعف: شخصیت تابع و پیرو
این نکته بسیار مهم است. بارها در جمع والدین یا در جلسات مشاوره، این سخن را میشنوم که: «بچههای ما قبلاً نمازخوان بودند، باحجاب بودند.» همین دو سه روز پیش، پدر و مادری با هم برای مشاوره تماس گرفتند و میگفتند: «دختر ما کمی حجابش را شل کرده، چادر نمیگذارد و روسریاش را کمی عقبتر میآورد؛ در حالی که قبلاً اینطور نبود.»
این رفتار دو علت دارد:
فضای جامعه امروز ما یک فضای مسموم است.
فضای جامعه پر از فساد و انحراف است. حتی مدارس مذهبیای که بچههایتان را به آنجا میفرستید قول میدهم بسیاری از افرادی که در آن مدارس هستند، تنها پوسته و ظاهری مذهبی دارند. نوجوانی برای مشاوره نزد من آمده بود از یکی از مدارس مذهبی نامدار قم؛به من گفت: «آقای الهیمنش، ما در مدرسهمان زنگ نماز داریم، ولی هفتاد درصد بچههای کلاس ما نماز نمیخوانند، وضو هم نمیگیرند، همینطور میآیند در صف میایستند تا تیک بخورند که در زنگ نماز شرکت کرده باشند.
جامعه، جامعهای متضاد است. از طرف دیگر، «شخصیت فرزند من یک شخصیت تابع و پیرو است.»؛ یعنی شخصیتی بیشکل. مثل این است وقتی که آب در لیوان میریزی، شکل لیوان را میگیرد و اگر در بشقاب بریزی، شکل بشقاب. بعضی از پدر و مادرها، بعضی از معلمها و مربیها، در تربیت «بچههای بیشکل» قهرمان هستند! یعنی بچهشان نمازخوان است، تا وقتی که خودشان بالای سرش باشند. اگر دو سه روز با بچههای مدرسه به اردو برود، دیگر آنجا نماز نمیخواند. بچهشان با حجاب است، تا وقتی خودشان هستند و تذکر میدهند و از او حساب میبرند؛ اما وقتی در مسیر مدرسه با دوستانش است، دیگر خبری از حجاب نیست. بچهشان درسخوان است، اما به شرطی که مادرش به او گیر بدهد. اگر یک هفته به گمان خودش رهایش کند، درس نمیخواند. حرف زدنش را رعایت میکند، اما جلوی پدر و مادر؛ وقتی در جمع دوستانش قرار میگیرد یا در چتهایشان، حرفهایی که نباید بزند را مطرح میکند.
مادران زیادی این را به من گفتند: «من یواشکی رفتم گوشی فرزندم را چک کردم»، که البته این کار خیلی کار غلطی است! اگر متوجه شوید که دارید گوشی فرزند نوجوانتان را چک میکنید، رابطه شما و نوجوانتان دچار آسیب های جدی می شود. بعد میگویند: «دیدم با دوستش حرفهای جنسی بسیار بدی میزند. چه کار کنیم؟»
پاسخ: باید شخصیت را تقویت کنیم.
هویت مستقل را در بچهها پرورش دهیم. این همان چیزی است که بچههایتان را واکسینه میکند. ببینید، در ایام کرونا همه تلاشتان این بود که کسی با شما ارتباط نداشته باشد تا ویروس منتقل نشود. میگفتند ماسک بزنید، فاصله اجتماعی را رعایت کنید. خیلیها خود را در خانه حبس کردند. اما بعد دیدیم که اصلاً فایده ندارد. ویروس را همه میگیرند، فراگیر شده. وقتی دیدند کاری نمیتوان کرد و ویروس دارد فراگیر میشود، گفتند: «چه کنیم؟»

واکسینه کردن نوجوان در برابر فتنهها
باید آدمها را واکسینه کنید. وقتی افراد را واکسن میزنیم چه اتفاقی میافتد؟ همان شخص در معرض میکروب و ویروس قرار میگیرد، اما بدنش مقاومت میکند. میخواهم بگویم در فضای تربیت نیز دقیقاً باید همین اتفاق بیفتد.
نمیتوان همه جامعه را سانسور کرد. ماهواره نمیخری؟ عالی است؛ موبایل را به راحتی در اختیار فرزندت نمیگذاری؟ بسیار خوب؛ رفتوآمد با خانوادههای نامناسب را محدود میکنی؟ عیبی ندارد؛ او را به مدرسه سالم غیرانتفاعی میفرستی؟ این هم خوب است؛ اما این ویروسهایی که در فضای جامعه امروز هست را نمیتوانید صددرصد فیلتر کنید. مثل کرونا، بالاخره فراگیر میشود.
پس به جای آنکه همه همت را بر کنترل ارتباطات بگذارید و پلیسبازی دربیاورید، بهتر است نوجوان را واکسینه کنید. اگر او را واکسینه کنید، خیالتان راحت میشود که حتی اگر در معرض وسوسه قرار گرفت، مقاومت خواهد کرد.
سرمایهگذاری روی «شخصیت مستقل»
اولین و مهمترین سرمایهگذاری، تقویت استقلال و هویت شخصیتی نوجوان است. راهکارهای آن مفصل و متعدد است، اما به چند مورد کلیدی به طور مختصر اشاره میکنم:
۱. پرهیز از تحقیر و سرزنش
تحقیر و سرزنش، بزرگترین عامل ایجاد شخصیت تابع و پیرو است. نوجوانی که خود را بیارزش میپندارد، به راحتی تحت تأثیر هر گروه یا تفکری قرار میگیرد.
امام هادی(ع) میفرماید:
«مَن هَانَت عَلَیه نَفسُهُ، فَلا تَأمَن شَرَّهُ»
کسی که نفسش نزد خودش بیارزش است، از شرش در امان نیست.
اگر میخواهید فرزندتان در فتنهها، فضای مجازی یا حتی هنگام پیشنهاد سیگار در مدرسه، به راحتی همراه نشود، باید تحقیر و سرزنش را کنار بگذارید.
مصادیق تحقیر در خانه:
- مقایسه کردن با دیگران («فلانی چقدر نمره خوب گرفت...»)
- امر و نهیِ زیاد («این کار را بکن، آنجا نرو...») که معنایش این است: «تو خودت نمیفهمی، من باید بهت بگویم.»
- تحقیر مستقیم یا حتی تحقیر پدر توسط مادر (یا بالعکس) که باعث تضعیف شخصیت کل خانواده میشود.
۲. جایگزین: تکریم و احترام
در مقابل تحقیر، باید تکریم و احترام را قرار داد. به نوجوان شخصیت بدهید.
پیامبر اکرم(ص) به کودکان سلام میکرد و با آنان بازی مینمود.
حتی در سختترین شرایط نیز باید حرمت انسانیت را حفظ کرد:
در یکی از جنگها، اصحاب شروع به دشنام دادن به دشمن کردند. امیرالمؤمنین(ع) فرمود: «من دوست ندارم شما فحش بدهید. حتی کسی که در فتنه و اغتشاش بدترین کارها را انجام داده، حق نداریم تحقیرش کنیم. میتوانیم او را مجازات یا محاکمه کنیم، اما او انسان است و روح انسانی دارد؛ اشرف مخلوقات است، حتی اگر خودش را خراب کرده باشد.»
اگر با دشمن نیز باید اینگونه برخورد کرد، پس در خانواده باید احترام را اصل قرار داد. با تکریم و اعطای شخصیت به نوجوان، او آنچنان هویت مستقل و محکمی پیدا میکند که تحت تأثیر هر باد مخربی قرار نمیگیرد.
تقویت شخصیت و تفکر نوجوان: از تحقیر تا تکریم
چرا تحقیر میکنیم؟
چرا به خاطر نمره دوازده، فرزندمان را تحقیر میکنیم؟ در حالی که این نمره تنها یک بخش از زندگی اوست و نه تمام هویتش. تکریم و احترام کردن کار پیچیدهای نیست و در گفتار و رفتار روزمره تجلی مییابد:
در گفتار:
- به جای «بیا بیا!» بگویید: «بفرمایید اینجا.»
- به جای «تلویزیون را خاموش کن!» بگویید: «میشود صدای تلویزیون را کمتر کنی؟»
- به جای پرت کردن لباس، بگویید: «بفرمایید، این لباس شما.»
در رفتار:
- به جای بیتوجهی هنگام ورود فرزند به خانه، به استقبالش بروید:
«سلام عزیزم، خوش اومدی. خسته نباشی. تا لباست را عوض میکنی، برایت خوراکی میآورم.»
این احترام و محبت، پایههای اعتماد به نفس و هویت مستقل را میسازد.

سومین نکته: خودتان «حزبباد» نباشید!
باید صادقانه بگویم: اگر شما والدین، خودتان «حزبباد» باشید (یعنی با کوچکترین صحبت دیگران، عقاید و تصمیماتتان تغییر کند)، فرزندتان نیز همین الگو را یاد میگیرد.
مثالهای عینی:
- پس از شرکت در یک مجلس یا گفتگو با فامیل، ناگهان تمام تصمیمات زندگیمان تغییر میکند.
- با شنیدن نظری منفی درباره مدرسه فرزند، بلافاصله نظرمان عوض میشود.
- در مهمانی، به صرف مخالفت جمع با یک موضوع، ما نیز همصدا میشویم.
پیامدهای تربیتی:
والدینی که خود ثبات فکری ندارند، نمیتوانند فرزندانشان را در برابر فتنهها مصون نگه دارند. این نوجوانان به راحتی تحت تأثیر دوستان ناباب یا جریانهای انحرافی قرار میگیرند.
دومین ضعف بزرگ: خامی و ضعف فکری
این ضعف تنها محدود به فتنههای اجتماعی نیست، بلکه نوجوان را در دامهای مختلفی میاندازد:
- ارتباط ناسالم با جنس مخالف
- اعتیاد
- گرایش به گروههای بیثبات فرهنگی (مانند بیتیاس)
- کنار گذاشتن نماز و حجاب
ضعف فکری یعنی چه؟
یعنی نوجوان:
- به راحتی هر حرفی را باور میکند.
- در مواجهه با چالشهای زندگی نمیتواند درست فکر کند و تصمیم بگیرد.
- پیامدهای رفتارش را نمیسنجد و تنها با تجربه مستقیم (و غالباً تلخ) درس میآموزد.
مثال عینی:
نوجوانی که با فردی بزرگتر از خود ارتباط عاطفی برقرار میکند، وقتی میپرسیم: «آیا به ازدواج فکر کردهای؟» میگوید: «نه، ولی با حرف زدن با او آرامش پیدا میکنم.»
او نمیتواند پیامدهای این رابطه را در دو سال بعد یا پس از ازدواج تصور کند. این ضعف فکری است.
راهکار تقویت تفکر نوجوان: طرح سوال و گفتگو
هرچه بیشتر با نوجوان گفتگو کنید و از او سوال بپرسید، قدرت تفکر و تحلیلش بیشتر میشود.
مثال برای کودک پنجساله:
یک داستان تعریف کنید و در میان آن توقف کنید و بپرسید:
«پسرم، اگر تو جای این شخصیت بودی، چه کار میکردی؟»
برای نوجوان:
در مورد مسائل مختلف زندگی، اخبار، یا حتی فیلمها با او گفتگو کنید و نظر او را جویا شوید.
سوالاتی مانند:
- «به نظر تو راه حل این مشکل چیست؟»
- «اگر تو جای فلان شخص بودی، چه تصمیمی میگرفتی؟»
- «به نظرت پیامد این کار چیست؟»
این تمرین، ذهن نوجوان را فعال میکند و توانایی تحلیل و تصمیمگیری مستقل را در او پرورش میدهد.

تقویت تفکر نقادانه در نوجوان
۱. ایجاد فرصت گفتوگو درباره مسائل واقعی
ایام فتنهای که گذشت، خود منبع غنیای برای گفتوگو است. میتوانیم از نوجوان بپرسیم:
- «به نظرت چرا یک نوجوان به خیابان میآید و اعتراضش به آشوب میانجامد؟»
- «تو با این کار موافقی یا مخالفی؟ چرا؟»
- «این اقدامات به حل مشکلات کشور کمک کرد یا نه؟»
این گفتوگوها نه برای قضاوت، بلکه برای پرورش قدرت تحلیل و درک پیچیدگیهای اجتماعی است.
۲. تشویق نقادی و پرسشگری
وقتی نوجوان ما عملی یا حرفی را نقد میکند، باید او را تشویق کنیم، نه اینکه با عکسالعمل تند واکنش نشان دهیم. مثال:
موقعیت: از فرزندم میخواهم کاری را انجام دهد.
واکنش نادرست: «چون من میگویم! همین است که هست!»
واکنش درست: «بیا بنشینیم و با هم گفتوگو کنیم. بگذار برایت توضیح دهم چرا انجام این کار مهم است.»
موضوعات چالشی که نوجوان ممکن است مطرح کند:
- «چرا نباید موسیقی گوش بدهم؟»
- «چرا باید درس بخوانم؟»
- «من نمیخواهم حجاب داشته باشم. مگر زور است؟»
پاسخ ما:

«نه، زور نیست. اما بیا با هم در مورد فلسفه و دلایل آن گفتوگو کنیم. میخواهم نظرت را بدانم و با هم به درک مشترکی برسیم.»
تعصب بیجا و فرصت ندادن برای تحلیل و نقادی، آسیبهای جدی به رشد فکری نوجوان وارد میکند.
۳. تمرین تجزیه و تحلیل:
* دوری از نگاه صفر و صدی
ما اغلب در دام تفکر «یا این یا آن» میافتیم:
- یا صددرصد قبول میکنیم، یا صددرصد رد میکنیم.
- یا یک شخص را کاملاً سفید و تطهیرشده میبینیم، یا کاملاً سیاه و مردود.
افراد اهل فکر اینگونه نیستند. آنها تجزیه و تحلیل میکنند:
- «این بخش از حرفت را قبول دارم، اما آن بخش را نه.»
- «این اقدامات این شخص (مثلاً رئیسجمهور، وزیر) خوب است، اما آن تصمیماتش غلط است.»
تمرین عملی در سنین مختلف:
در کودکی:
پس از مهمانی، با هم صحبت کنیم: «کجای مهمانی خوب بود؟ کجایش بد؟ کارهای فلانی چطور بود؟ کدام یک از کارهایش خوب بود؟»
درنوجوانی:
در مورد یک همکلاسی صحبت کنیم: «کدام رفتارهایش مثبت است؟ کدام منفی؟ چطور میتوان نقاط قوتش را تقویت کرد و از نقاط ضعفش درس گرفت؟»
در جوانی:
تحلیل مسائل پیچیدهتر اجتماعی، سیاسی یا فرهنگی با همین روش برای روشن شدن جوانان خیلی کمک میکند.
*برای دانلود و شنیدن کامل صوت این جلسه وبینار اینجا کلیک کنید.










نظر شما